خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386
باز هم امتحان!!!

چند دقیقه ای می شود که جلسه امتحان تمام شده است! در واقع سر جلسه به همه چیز حواسم بود بغیر از سوالات امتحان. یک خانمی آنطرفتر نشسته بود و با حالتی خاص که گویا تا چند دقیقه دیگر عروسی ایشان است در حال مرتب کردن ناخن هایش بود!

یکی از بچه های اهل دل شعرهای داریوش -خواننده دور از وطن- را با سوز خاصی بازخوانی می کرد. گویا حادثه عشقی برای وی رخ داده بود ، به هر حال روز و شب خوشی نداشت و حسابی پکر بود. یکی هم با سرعت هر چه تمام تقلب می نوشت ، حسابی دیوار را سیاه کرد ، مراقب آمد و با لحنی آمرانه گفت: برو آخر بشین! یکی از بچه ها هم در حال ارسال اس ام اس بود!

بعد خودم را بگویم. استاد قرار نبود بیاید ، شانسی سر جلسه حاضر شد تا مرا دید گفت: خوبی؟ خوشی؟ چرا زنگ نزدی؟ و بعد گفت: بیا برویم بیرون حرف بزنیم! این چند روزه چی خواندی و چه کارها کردی؟ و بعد اضافه کرد: زود امتحان بده ، من همینجا هستم.

خلاصه هر چی به ذهنم می رسید نوشتم. به سراغ استاد محترم که شرفیاب شدم بخاطر نخواندن کتاب غیر درسی درباره دو فیلم سینمایی به نام کد داوینچی و رویا بین ها حرف زدیم. خلاصه آنکه این امتحان خیلی سخت بود!

یکشنبه 27 خرداد ماه سال 1386
بردار کشی در فلسطین

روزی نبوده و نیست که خبری از فلسطین و اوضاع آشفته آن دیار در رسانه های فارسی زبان و خارجی منتشر نشود.

جنگ و خون ریزی میان دو نیروی هم میهن بیشتر جان انسان ها را ستانده است و خرابی های فراوانی را بر جای نهاده. سال گذشته بیش از ۲۰ تن از مردم و مسولان نظامی و غیر نظامی فلسطین بدست نیروهای اسراییلی کشته شدند و حال بیش از ۱۰۰ نفر کشته شدند. برای کدامین قدرت و برای ساختن کدام دولت اسلامی چنین خون ریختند؟

 افسوس که چنین شده ، اوضاع آشفته در هر کجای خاورمیانه به نفع هیچ دولت و نیروی سیاسی و مردم این سرزمین نیست ، و باز هم هزاران فغان از دست آنان که صلاح جنگی بدست می گیرند تا اوضاع خراب را به گفته خویش سامان دهند و نمی دانند خود تیشه بدست در حال خراب کردن بنای و بناهای نیمه ساخته شده هستند. و نمی دانند ، براه انداختن خشونت آسان است و سخت تر از آن بدست گرفتن روند خشونت زایی و پایان دوران خشونت است.

در میان اخبار همیشه و همه وقت ما با سخنان مسولان امر روبرو هستیم و نه مردم. هر گزارش و خبری که از سوی مرزهای کرانه باختری و یا نوار غزه منتشر می شود پوشش خبری است که اول مسولان در آن جای دارند و بعد تصاویر مردم کوچه و خیابان را می بینیم و بعد اگر وقت به برنامه سازتلویزیونی بدهند از اوضاع نابسامان مردم و وضع معیشت آنان خبردار می شویم. بله ، آخرین خبر بدی وضع مردم است و دیگر هیچ!

در کدام نشریه و در این چند روز بردار کشی و خون و خونریزی دانستیم مردم فلسطین چگونه روز را به شب می رسانند و چه می خورند و چه می پوشند؟ نخواندیم! نبوده که بخوانیم و دردهای آنان را بدانیم.

حکومت ایران و سوریه و تمام دولتمردانی که در خیالات واهی خویش بسر می برند و میلیون ها دلار به جیب خالد مشعل و دیگر رهبران خشونت طلب فلسطین می ریزند بنای نابودی و نابود کردن سرزمین فلسطین را دارند.

پنجشنبه 24 خرداد ماه سال 1386
دلم گرفت ای هم‌نفس

نویسنده حامی :: روزنامه هم میهن ::

من عاشق بابک بیات بودم. کارهای قدیمی‌اش را همیشه گوش می‌کردم. دوست داشتم یک‌بار که شده، صدایش را بشنوم. فکر کار کردن با بابک بیات را اصلا نمی‌کردم. یک روز خانم فریبا وکیلی به من گفتند آقای بیات در یکی از برنامه‌های تلویزیونی اجرای تو را دیده و گفته کارش خوب است.

 با خودم می‌گفتم: «خدایا روزی می‌رسد که من، این آدم را ببینم.» بی‌خبر از این بودم که آن روزها، داشت می‌رسید. از آقای بیات می‌ترسیدم؛ اگر الان بودند، باز هم از ایشان می‌ترسیدم؛ یک ترس توام با احترام. به عشق او، زنگ زدم منزلشان و ترانه «دست‌های آلوده» را برایشان خواندم. تلفن‌شان روی پیغام‌گیر بود.

 بعد از آنکه خواندم، تلفن را قطع کردم. سه‌بار این کار را تکرار کردم. دفعه سوم گوشی را برداشتند. باز هم قطع کردم. بعد که کمی فکر کردم، دیدم باید زنگ بزنم و از ایشان عذرخواهی کنم که قطع کردم. زنگ که زدم، ایشان گفتند: «من برادر بابک بیات هستم. دوباره این قطعه را بخوان.» صدای من را شناخت و گفت تو فلانی هستی؟

با ایشان حرف زدم. دعوتم کرد به منزلشان. وقتی قرار بود بروم منزلشان، تنم می‌لرزید. مشغول کار بر روی موسیقی متن سام و نرگس بود. ترانه فیلم را هم قرار بود دو خواننده دیگر بخوانند.

یکی، دو ماه بعد، دوم اردیبهشت سال 80 بود که آقای بیات از من خواستند بروم منزلشان. پرند زاهدی که کارگردان ویدئوکلیپ من بود، مرا رساند منزلشان. تا پنج صبح ملودی آقای بیات را گوش کردم. ساعت هشت صبح رفتیم استودیو پاپ. ناصر فرهودی صدایم را ضبط کرد. به من نگفتند که مشغول ضبط صدایم هستند.

 وسط‌های کار بود که متوجه شدم کار ضبط می‌شود. درحین خواندن ترانه گریه کردم و هق‌هق من در آخرین لحظات ترانه شنیده می‌شود و این‌گونه «دلم گرفت» با آهنگ استاد بابک بیات و ترانه‌ای از اهورا ایمان شکل گرفت.

--------------------------

پس نوشت: این ترانه را بارها و بارها گوش کردم ، گمان نمی کردم خواننده در موقع خواندن ترانه گریه کرده باشد. دیروز بعد از خواندن این نوشته باری دیگر ترانه با صدای بلند گوش کردم. بله ، خوب خوب که گوشت را به دست صدای خواننده بسپاری صدای هق هق حامی را می شنوی و چقدر سنگین است. این هم ترانه ای است که حامی خوش صدای ما خواند و اشک ریخت و ... بگذریم.

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار . تو این سکوت
چه بی صدا . نفس نفس

از این نامهربونی ها
دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی .
یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی
پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد همخونه
چی میشه عاشقم باشی؟

دوباره من دوباره تو
دوباره عشق . دوباره ما

دو هم نفس . دو هم زبون
دو همسفر . دو همصدا

تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز .
بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات .
شبم روشنترین باشه
میخوام آیینه خونه
با چشمات همنشین باشه

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار . تو این سکوت
چه بی صدا . نفس نفس

سه شنبه 22 خرداد ماه سال 1386
فصل امحتان و...

در واقع در فصل امتحان می توان هر کاری کرد بغیر از درس خواندن! از کارهایی که این روزها می توان انجام داد چند نمونه بصورت گذری ذکر می شود ، شاید شما هم خوشتان آمد و در فصل امتحانات از این کارها انجام دادید.

۱- گوش دادن به ترانه های غمگین

 ۲-ورزش کردن 

 ۳- فیلم نگاه کردن و خواندن نقدهای فیلم

 ۴- مطالعه آزاد خصوصا کتابهای تاریخی که به دوران مشروطه برمی گردد

 ۵- روزنامه خواندن و حرص خوردن - در واقع خواندن روزنامه ۱ ساعت وقت لازم دارد ولی حرص خوردن تا فردا و موقع خرید شماره جدید ادامه خواهد داشت! 

البته کارهای دیگر هم انجام می دهم که حال و حوصله نوشتن ندارم! الکی الکی می خواهید از زندگی خصوصی مردم سر بیاورید؟ نه دیگر!

یکشنبه 20 خرداد ماه سال 1386
نقد به دو روش ، حامیان احمدی و هاشمی

خانم رجبی این روزها و یا روزهای قبل از این ایام ، به درست و یا خطا بلای جان عده ای از قدرتمدارن سابق و حال جمهوری اسلامی ایران شده است. در حال حاضر کاری با زمینه ها و پایه های فکری چنین نویسنده ای ندارم ، چرا که وی و امثال ایشان قبل از آنکه حرمت قلم را پاس بدارند ، برایشان قداست فرد و افراد مهم است ،‌آنچنان که کتاب ((معجزه هزار سوم)) به قلم فاطمه رجبی با ادبیات خاص خودشان منتشر شده است ، در واقع تلاش برای قدیس کردن یک فرد زمینی و پر و بال دادن به رییس دولتی که با اجرایی شدن فکر فضایش نشان داده است تا چه اندازه به فکر ایران و ایرانی است. بنابراین افرادی که در چنین زمینی وارد می شوند وام دار قدرت هستند و نه وابسته به فکر و اندیشه هایی که بتوان آبادی و آبادانی در سایه آزادی برای مردم و کشور ایران به ارمغان آورد.

به همان اندازه که سایت رجانیور و سپهر نیوز در تلاشی وصف نشدنی خواهان خرد کردن رفسنجانی و خاندان وی هستند به میزانی برابر سایت آفتاب در تلاش برای خنثی کردن حرکت هایی است که فاطمه رجبی و دوستان نزدیک وی انجام می دهند می باشد.

بنابراین هر کنشی یک واکنش خواهد داشت ، ایشان مقاله و یا نوشته هایی را بر روی سایت منتشر می کند و بعد از این نویسنده و یا نویسنده گان سایت آفتاب جواب وی را با ادبیات خاص خودشان می دهند. هر چند نویسنده سایت آفتاب می کوشد تا فاطمه رجبی را فردی کم دان و ناخردمند جلوه دهد ولی خود در دامی می افتد که قبلتر از آن توسط نویسندگان بد قلم پهن شده است ، تیر مقاله ((اراذل سیاست!)) جای سوال دارد.

اگر فاطمه رجبی بد می نویسد ، اگر توهین می کند ، اگر حرمت ها را در زمین ناهموار سیاست  ایران خراب و خرابتر می کند همگی این بلاها نه متعلق به امروز که دیروز هم چنین بود! چرا چشم مبارک را بر روی هزاران هزار ناجوانمردی که در دوران هاشمی و خاتمی و یا دیگر مدیران اجرایی رخ داد می بندیم و می کوشیم تا آنان را خوب و بهتر از آنچه بوده و بودند جلوه دهیم؟ اگر رفسنجانی خوب بوده ،‌اگر مدیر لایق بوه و اگر... بوده است چرا خیلی راحت از عملکرد خویش دفاع نمی کند؟ چرا با ادبیاتی نزدیک به ادبیات خاص رجبی ها جواب می دهند و توهین می کنند؟ این توهین ها حتما مجاز و محترم است؟ شاید دلیل موجه آن ، دفاع از هاشمی است!

ابتدا بهتر است دلیلی بالاتر و قابل دفاع تر از حال بیابید و آنگاه دست به قلم شوید و مواضع و دیدگاه های رجبی و یا دیگر نویسندگان را به نقد بکشید. فکر نمی کنید دفاع از عملکرد و عملکردهای یک مدیر اجرای کار سختی باشد و بدون دغدغه های شخصی نباشد؟

   1      2      3      >>