Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 26 دی ماه سال 1386
باد بکارید ؛ طوفان درو می کنید

کسانی که تا دیروز هر انسان مخالف نظرات خود را برنمی تابیدند ؛ همچنان همان راه را می روند و دل نگران چیزی دیگر هم نیستند ؛ اصلا نیازی به تعجب و حرفهای دیگر نیست ، سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی و شعارهای دیگر حرف است و نه عمل. مثل حرف و حدیث های دیگر ، مثل کارهای دیگر که قرار بود انجام شود و نشد و همین طور بر زمین مانده است!

گویی علاقه دارند ، آگاهانه ایران را به گور بفرستند تا مبادا اسلام عزیز ، اسلام خون و آدم کشی عده ای خاص ضربه ببیند ، اسلام و دین و ملت و همه را به بازی گرفتند ، بازی که از جکوزی فلان کس بیرون می آید و به برنامه های "مهم و انقلابی" معروف می شود ، فرض کنید چند نفری از دوستان انقلابی در استخری جمع شدند... ول کن آقاجان! 

کروبی حرفی می زند ، اخبار ۲۰:۳۰ کلی خزعبلات اضافی سرهم می کند و به خورد بیننده های خود می دهد - بدمان آید و یا خوشمان همین است ، این حرفها خیلی تاثیر دارد ، مانند همان عکس هایی که از سفره نمایندگان مجلس ششم چاپ کردند و علیه تحصن آنان شبانه برنامه طنز ساختند ، بله جناب "مهران مدیری" چند تومانی بیشتر گرفت و خودش را به قش و ضعف زد تا مردم را بخنداند و دل همه شاد شود  ، به ریش همه خندیدند. 

روزنامه های لرزشی هم همین کار را می کنند - تخریب و تخریب و تمام ؛ یعنی نظر و توانی دیگر ندارند ، که اگر داشتند چنین نمی شدیم ، تورم ۴۰ درصدی ، راستی امام زمان کجاست ، چرا ظهور نمی کند ، آقا جان بی خیال شو!

 اینکه اصلاح طلبان نقد شوند و ایرادهای کارشان مشخص و هویدا گردد ، امر میمون و مبارکی است ولی اینگونه نوشتن و حرف زدن نشان از بی حرمتی و فحاشی دارد. تمام این کارها را می کنند تا جمعی را با نشست و برخاستی رد صلاحیت کنند ، که می کنند ، فقط زمانش خوب نیست.

مقداری بیشتر آش را شور کنند ، حرفهای بی ربط دیگری هم بزنند. آمدن بوش به خاورمیانه را هم در پرونده ای جداگانه به پرونده ای جهت حمایت از اصلاح طلبان بسازند و در سپاه و چند جایی دیگر نشر دهند ، آنوقت "علی جنتی" همان کاری را می کند که می خواست.

الان دلنگران نیست ، چرا هم باشد ، راه خودش را می رود ، کنار شومینه لنگش را باز کرده تا گرم شود ، آنوقت می آید و می نشیند و چنان می نشیند که در دفاع از اسلام چیزی کم نگذاشته باشد و با چرخش قلم همه را رد صلاحیت می کند! کیست که از او بپرسد ، تو را چه کسی تایید صلاحیت کرده است؟ رهبری؟ مقام رهبری؟ مقام معظم رهبری و یا کسی دیگر؟

شنبه 22 دی ماه سال 1386
کتاب ، چهل نامه کوتاه به همسرم

روز پنج شنبه ، درست ۲ هفته قبل ، گویا با کمک امدادهای غیبی ، و دست به هم دادن نیروهای دیگر باعث شد تا نمایشگاه کتابی در سالن مطالعه دانشگاه برقرار گردد - البته این حرکت هم جای نقد دارد ، اگر بناست فرهنگ کتاب خوانی و یا فروش کتاب(!) را گسترده نماییم خوب است ، ولی به شرط آنکه سالن مطالعه را تعطیل نکنیم و در آن نمایشگاه کتاب برپا کنیم!

از شما چه پنهان در میان کتاب های تاریخ ، سیاست و علوم اجتماعی چیز دندان گیری نیافتم. هر چه بود حکایت از تک گویی انتشارات "قدر ولایت" و "بوستان کتاب قم" و... بود. بخش الکترونیک و کامپیوتر هم خوب بود ، اما خبری از کتاب های علوم انسانی و انتشاراتی های معتبر نبود ، البته نمی بایست هم باشد ، شما باید دقت داشته باشید ریشه های شک و تردید را در زمینه های فکری بخشکانید ، خشک خشک و بدون کوچکترین پرسش و نقد!

در بخش ادبیات چشمم به کتاب "نادر ابراهیمی" افتاد ، کتاب "چهل نامه کوتاه به همسرم" را در میان دیگر کتاب ها پسندیدم و خریدم. حکایت تمام نامه ها  داستان حس ، ارادت خالص و دوست داشتن نویسنده نسبت به همسرش است ؛ گویا برای کسی چون ابراهیمی و همسرش دوستی و دوست داشتن و برقراری این رابطه با همسر خویش بصورت دوران گذار نیست ، رابطه ای است جاودانه و ترمیم پذیر و در عین حال نشانه های از بودن های خوب و زیبا.

برای چنین انسان هایی ؛ افرادی مانند نادر ابراهیمی و ابراهیمی های دیگر ، دوست داشتن یک انسان خاص که جایگاه والای خود را در فکر و دل فرد مقابل یافته قابل بازسازی ، نو شدن ، بهتر شدن و با توان شدن است و نه کاسته شدن و کم رنگ شدن حس و حال دوست داشتن و خوب ماندن. چرا که به گمان من انسان هایی که چنین هستند ، رابطه های "سکس" و رابطه های جنسی را به عنوان یک ابزار برای همبستگی بیشتر نگاه می کنند و نه بلعکس.

به هر روی کتاب را در کمتر از ۱۲۰ دقیقه خواندم ، هر چند نمی توانم خوب و دقیق حس و حال نوشته ها را درک کنم ولی آنقدر عبارت و جمله های کتاب برایم جذاب و به یادماندنی بود که به چنین قلمی درود فراوان بفرستم ، هم برای قلم وی ؛ هم برای دوستی های او با همسرش و هم برای زنده نگاه داشتن گوهری والا چون دوست داشتن راه و همراهش.

پس نوشت:می خواستم چند کلمه ای محض یادآوری و یا هر چیز دیگر بنویسم ؛ اما نشد و ننوشتم. الان نیز نمی خواهم حرفی خاص را بزنم ، ولی همین مقدار گویم ، دوست و دوستی به نظرم ربطی به تجرد و تعهد ندارد.

جمعه 21 دی ماه سال 1386
حکایتی از ذوب شدن در ولایت فقیه!

 اشاره و نقد: متن زیر را از سایت انصارحزب الله خواندم|+|. اینکه در چنین سایتی از این دست خبرها درج شود و دیگران هم بخوانند و اگر موافق باشند هوش از سرشان پرواز کند خالی از تعجب نیست و نخواهد بود! اگر شما توجه داشته باشید و یا اینکه متوجه بوده باشید ، این جماعت در هر لحضله عشق ذوب شدن و نفی شدن را دارند و نه انسان شدن و آدم بودن را. نفی خود و هویت بخشی کاذب به دیگری بخشی از هویت جدا ناشدنی اطرافیان رهبری است و دوستانی که نزدیک مصباح یزدی و دیگران انباشت شدند.

باز هم می گویم ، شاید کسی چون مصباح یزدی از نظر دانش فلسفی قوی باشد و نظرات خوبی را در حوزه اندیشه دینی داشته باشد ، اما در سیاست بد سلیقه و کج اندیشی بخشی از نگاه اوست و اطرافیان وی ؛ شما می توانید بدترین نوع اندیشه سیاسی را در افکار و روش مصباح یزدی یافت کنید ، اما در حوزه اندیشه هر چند نگاه "ناب گرا" داشته باشد و ما مخالف وی باشیم اما نمی توان قدرت استدلال وی را دست کم گرفت و یا نادیده انگاشت.

مصباح یزدی ، اندیشمندی ذوب شده در ولایت فقیه است ، فردی که نمی تواند بالاتر از قامت رهبری جایی را نگاه کند ، برای او فهم دین و رفتار خودش و حتی اطرافیانش در ذوب شدگی معنی دارد و نه چیزی دیگر. نوشته زیر نیز ، بخشی کوچک از همین نگاه را منعکس می کند ، هر چند چنین نگاهی از نظر من سخیف و کم اهمیت و بی نهایت احمقانه است ، ولی بوده و هست.

اینگونه نگاه کردن به یک مقام دینی-سیاسی ، رهبری ایران و یا هر فردی دیگر که در این مقام قرار گیرد ، جایی برای نقد و نقای نمی گذارد. البته کسانی که "توحید" را با جابجایی افراد توجیه می کنند نمی توانند لباس نقد و نگاه دوباره را جایگزین رفتار خویش سازند. به هر روی چنین متنی نشانه هایی از خشونت ، تعطیلی عقل و از همه مهمتر نفی دیگران را با ادبیاتی خاص در پی خواهد داشت.متن را بخوانید و به حال خویش افسوس بخوریم.

--------    ---------  ---------   ---------

 امروز تلفنی با آقای«جلالی» مسؤول دفتر آیت الله مصباح صحبت می‌کردم. ایشان گفت: یکی از ارادتمندان حاج آقا پرسیده است: با وجود این که آیت الله مصباح در علم توحید از بسیاری از علما پیشی گرفته‌اند اما در تصویر دیدار مقام معظم رهبری از منزل ایشان حاج آقا به پای معظم له افتاده‌اند؛ آیا این حرکت با توحید سازگاری دارد؟

 مسؤول دفتر این سوال را از حاج آقا می‌پرسد و ایشان در جواب می‌گویند: "احترام به مقام معظم رهبری احترام به امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف است و احترام به امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف عین توحید است و هر کس عارش بیاید از این احترام باید در توحید او شک کرد."

سه شنبه 18 دی ماه سال 1386
اتفاق!

هفته قبل قرار بود کارهایی انجام دهم ، نشد! یعنی جمع کثیری از کارهای مورد نظر دست نخورده باقی ماند. تایپ کردن مقاله ، نوشتن بخشی از مشکلات شهر و... خلاصه بدون اینکه قدم مهمی در این هفته برداریم ، در اوج کاسته شدن از کارها قرار گرفتم ؛ ناگفته نگذارم ، کتاب خواندن ادامه داشت ولی فکر می کنم یکبار دیگر بخش هایی را که خواندم می بایست بازخوانی کنم!

گاهی اتفاقی رخ می دهد ، خوب و یا بد ، حادثه ای تو را بهت زده می کند ، جالب و یا ناجالب ، رویدادی شکل می گیرد ، شووم و یا خوش و... هر کدام به گونه ای غیر قابل پیش بینی هستند ، اما از راه می رسند ، بدون کارت دعوت!

حال تمام این بالا و بلندی ها را به نام "اتفاق" در دفترم ثبت می کنم ، هر چند از این حکایت متنفرم ولی پیش می آید. در دفتری که حکایتی دیگر را در خود جای می دهد و ماندگارتر از دفتر کنونی است.

سه شنبه 18 دی ماه سال 1386
تقلید از جشن های 2500 ساله شاهنشاهی

اشاره: متن زیر را از سایت خبری پیک نت|+| برداشتم و در اینجا می گذارم. اینگونه ارقارم و آمارها در رسانه های ایران و داخلی -وابسته به حکومت دینی نشر می یابد ، به عنوان مثال همین خبرها و نمونه هایی این خبرها را در خبرگزاری فارس می توان مشاهده کرد. شاید از نگاه ما و یا کسانی که این نوع خبرها را بزرگنمایی می کنند جای نقد و پرسش باشد ولی برای کسانی که راه "ذوب در ولایت" را انتخاب نمودند و همین راه را به صورت مطلق می بینند و نه نسبی نه تنها سوالی نیست که همین راه خوب و بهترین است! به هر روی آنان که می بایست گوش شنوایی داشته باشند ؛ گوش محترم ایشان کر است و نمی شنود.

گزارش خبرگزاری مهر از تدارک سفر "شاهنشاهی" رهبر به یزد:
1- تامین و هماهنگی در خصوص استقرار تیم های پزشکی و درمانی در طول مسیر استقبال و سطح جاده
های مواصلاتی،
2- آمادگی کامل بیمارستان های یزد،
3- تامین بیش از 200 دستگاه
خودرو سبک،
4- تامین بیش از 500 دستگاه اتوبوس،
5- تامین پنج قطار جهت اعزام
زائرین از شهرستانهای بافق، میبد، اردکان و طبس،
6- تامین بیش از 80 کانتینر
جهت برگزاری مراسم
7- تامین مهمانسرای مناسب برای اسکان چهار هزار نفر از
مهمانان
شرکت کننده در مراسم استقبال
8- هماهنگی و تامین غذای مورد نیاز،
9- تامین بیش از 10 هزار پلاک
مورد نیاز جهت دریافت اشیاء و وسایل مردم،
10- تامین 10 هزار تخته پتو،
11- ایجاد
چندین چادر و ایستگاه جهت امداد گمشدگان،
12- بیمه کلیه افراد شرکت
کننده و کادر اجرائی،
13- تهیه بیش از 100 هزار بسته کیک و شیر استریل جهت
توزیع در ایستگاههای صلواتی،
14- تهیه بیش از یک هزار متر مربع برزنت جهت نصب
در جایگاه های بازرسی
15- تامین سوخت مورد نیاز خودروهای مرتبط با برنامه های این سفر
16- تامین برق اضطراری محل های برگزاری مراسم،
17- نصب داربست های فلزی موردنیاز،
18- ایجاد جایگاههای مربوط به سخنرانی و رفع موانع فیزیکی موجود در طول مسیر استقبال.
نظرات کاربران:
▪ آیا مقام معظم رهبری به شخصه از چنین تدارکی راضی هستند؟
▪ ضمن احترام به مقام معظم رهبری دوست داشتم بدانم این همه هزینه از کجا تامین
 و پرداخت می شود و چه لزومی دارد این همه نیرو و هزینه؟
▪ آیا این کار ها برای یک سفر خادم یک ملت به یک استان درست و اسلامی است؟
آیا اینها عمل کردن به فرمایشات مولاست؟ ولی وای بر کسانی که در این امور دخیلند و وای بر ما که ساکت نشسته می نگریم.
▪ این خرج ها از جیب کیست؟ نتیجه اش چیست؟ خداوکیلی اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید...
▪ از رهبر انقلاب تقاضا دارم تا شخصا با این تملق گویان برخورد کنند تا درسی برای باقی مدیران باشد.
▪ رهبر انقلاب بهتر است سرزده و بدون اطلاع قبلی به استانها سفر کند تا خادم یا خائنین ملت را بشناسد.

   1      2      >>