بارها و بارها خواسته ام درباره خاتمی بنویسم ، اینکه چه کرد و یا بهتر می بود چه کارهایی را انجام دهد. در کنار همین افکار جسته و گریخته ، به ساختار ناپایدار دولت و دولت ها در ایران فکر کرده ام ، دستم به نوشتن نرفت و همانند روزها و ماههای قبل نوشتن درباره دولت خاتمی و شخص وی را کنار گذاشتم(البته برای سادگی و قابل فهم بودن مفهوم دولت در ایران از همان کلمه دولت سود جستم و نه حکومت ،آگاهان می دانند استفاده مفهوم دولت در ایران مانند بسیاری دیگر از مفاهیم به اشتباه مورد استفاده قرار می گیرد!بگذریم)
بررسی وضعیت دولت خاتمی و دیگر دولت های برآمده از دل انقلاب ما را با واقعیت های بهتری روبرو خواهد کرد ، اینکه توقع نداشته باشیم یک دولت بتواند کارهای زیادی را انجام دهد و یا گره های فروبسته را یکی بعد از دیگر بگشاید ، چنین خواسته ای از یک دولت تا حدودی بسیار آرمانی است و غیر واقعی - دولت های در ایران را باید بر اساس قانون اساسی شناخت و خواسته های خودمان را با همان قانون منطبق کنیم و نه فراتر از آن.
در کنار هر کدام از دولت های بعد از انقلاب باید به نهادی قدرتمند و بیش از اندازه فربه در سیاست های کلان کشور توجه کرد ، نهادی چون ولایت فقیه که بر هر کدام از دستگا ه های دولتی و غیر دولتی نفوذ دارد ، به عنوان مثال ؛ نهاد رهبری در دانشگاه های کشور از نظر وسعت شاید به اندازه یک اتاق و یا دو اتاق باشد ، در عین حال همین نهاد رهبری می تواند ریاست دانشگاه را عوض نماید و یا با قدرت تمام از سخنرانی افراد جلوگیری کند و... وجود نهادی مانند ولایت فقیه با شاخه های مختلف که در تمام زمینه ها فعال است ، دولت در ایران را با مشکل مواجه می کند.
دولت خاتمی و یا هر دولتی دیگر ، قبل از آنکه اقبال خود را در میان مردم سنجش کنند ، ابتدا از رهبری کسب اجازه می کنند. چنین دولتی ، در صورتی که بالاترین رای را بیاورد ، خود آگاه است مشروعیت خود را از دست چه کسی و کدامین نهاد گرفته است ، بنابراین می بایست با همین ساختار کنار بیاید ، نگاهی به رویدادهای سال های ۷۶ تا ۸۲ ما را با واقعیت های بهتری روبرو خواهد نمود ؛ آن زمان که دولت جانی تازه در بدن داشت و تکنوکراتهای با تجربه ای در بدنه دولت وجود می داشت ، با این حال چرخه های سیاسی و اقتصادی ایران آنقدر کهنه و فرسوده بودند ، که خرمندان قوم فقط توانستند برای چند صباحی این بیمار رنجور را تیمار کنند ، کدام یک از فعالیت های خاتمی و دولت وی در زمان فعلی دیده می شود؟ گویی به یکباره تمام تلاش ها دود شد و به هوا رفت!
این روزها بحث آمدن و نیامدن خاتمی است ، اینکه در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده شرکت کند و یا خیر؟ آیا او رای می آورد؟ نزدیکان احمدی نژاد و قالیباف چه طرح و برنامه هایی را برای مقابله با وی دارند؟ خلاصه ،می توان به همین ترتیب پیش رفت و سوالاتی دیگر را نیز پرسید ، اما تمام این سوالات را می توان یکجا خلاصه کرد و سوال نمود: آیا خاتمی می تواند شرایط ایران را بهتر از وضعیت کنونی نماید و اگر بله ، بهبود شرایط چگونه است و تا کجاست؟


شهریور 1387
