امروز می روم مسافرت، فقط برای 3 روز، حالم اصلا خوب نیست، باز هم یک رویداد الکی خرابم کرده است. متاسفانه و باز هم متاسفانه، من واسه همه عالم و آدم شدم گوش، درد دلهای دوستان را می شنوم و تا جای ممکن همدردی می کنم، ولی خودم کسی را نمی یابم تا حرفم را بزنم، گاهی احساس می کنم تنهام، تنهای تنها و بی نهایت زودرنج، می گویند:می گذرد ، خودت را درگیر نکن. به روی چشم، شما راست می گویید، همه چیز می گذرد ولی به کدام شکل و محتوا؟
![]() |
![]() |
![]() |
جنگ ها خراب می کنند، خراب خراب و خراب کردن را ادامه می دهند، هیچگاه نمی سازنند. دنیای ساخته شده را خراب می کنند، ویران می سازنند و در نهایت انبوهی از خاک برجای می گذارند، انسان های بیشماری را دچار بحرانی های معنوی، خانوادگی، اجتماعی و... می کنند. جنگ ها با خود نفرت می آورند و ویرانی، دنیای خوبی ها را ویران می کنند و به جای آن دنیایی پر از کینه و حسد و عقده ها را به جای می گذارند.
رنگ جنگ، رنگ سیاهی است و نفرت. رنگ بی روحی انسان و آدمی است، رنگ تنها شدن انسان و پی بردن به بی کسی و نابودی خودش است- نابودی آدمی که کمتر از یک ثانیه است و راهی به سوی زنده شدن و زنده ماندن نیست. رنگ جنگ، رنگ خون است، رنگ دسیسه های سیاستمداران خونخواه، سیاستمدارانی که خون می ریزند تا نهال قدرت خود را آبیاری کنند مثل... بگذریم که در این میان انسان و انسانیت است که نابود می شود.
چند روز قبل و بصورت کاملا اتفاقی به سایت منداییان|+| ایران روبرو شدم، بعد از ینکه کلیه متون
مندرج در سایت را خواندم متوجه شدم این سایت یکی از معتبرترین و تحقیقی ترین وب سایت هایی است که درباره دین مندایی وجود دارد. در میان نوشته ها، ابتدا به لینک ها سر زدم، بصورت سطحی و کاملا تفریحی! بعد نوشته ها را جمع و جور کردم و از تمام محتوای سایت پرینت گرفتم، حداقل آنکه بعضی از دوستان دوران دبیرستان مندایی بودند، اندکی از این دین می دانستم ولی دانسته های سطحی و زودگذر دوران جوانی با متون تحقیقی بسیار فاصله دارد.
در همان دوران جوانی برداشت درستی از پیروان حضرت یحیی در میان دیگر همکلاسی ها نبود، بنده هم مانند دیگر دوستان چنین برداشت هایی را درست می دانستم با این تفاوت که از رفت و آمد به خانه دوستان مندایی رویگردان نبودم، اکثر بچه های دبیرستان با دوستان مندایی رابطه خوبی نداشتند، در میان مردم و همان بچه های دبیرستان منداییان را با نام "صبی ها" می شناختند.
گاهی پیش آمده بود که در مراسم عروسی و ختم منداییان و فقط بخاطر کنجکاوی شرکت کنیم - به هر جهت باورهایی را که در میان دوستان دوران دبیرستان بود را می نویسم.
ادامه مطلب ...مهدی موسوی نژاد
آنان خود را پیروان یحیای تعمیدگر میدانند و با این حال کتاب مقدسشان، «گِنزا ربا» را معتقدند که بر «آدم گورا قدمایی» (حضرت آدم) نازل شده است و آن را «صحف آدم» مینامند. در کنار آبهای جاری مراسم به جا میآورند و تعمید اصلیترین برنامهی دینیشان است و همان طور که چحیلی میگوید: «اصلا همهی رسوم و مناسک مندایی بدون آب، یعنی هیچ.» اینکه آنان همان «صابئین» هستند که در قرآن در کنار یهود و نصاری نامشان آمده برای خود مندائیان که خود را «صابئین مندائی» مینامند، مسلم است و در میان مفسران قرآن نیز بیطرفدار نیست و مندائیان از این دلخورند که چرا در برخی تفاسیر و ترجمهها صابئین را ستارهپرست دانستهاند و آن را حاصل یک سوء تفاهم از سر ناآگاهی میدانند.
در هر حال، همهی این سخنان مایهی گفتوگوها و سخنرانیهایی بود که عصر سهشنبه در مؤسسه گفتوگوی ادیان، با موضوع «آداب و متون مندایی» برگزار شد. دکتر مسعود فروزنده، محقق و منداییشناس و سالم چحیلی، رئیس انجمن مندائیان ایران، میهمانان این جلسه بودند. دکتر فروزنده که در سخنرانیاش به بیان و توضیح متون مندایی پرداخت، قدمت ادبیات و متن مندایی را 1800 سال دانست و گفت: زبان و خط مندایی شعبهای از زبان و خط آرامی شرقی است که زمانی در همه بینالنهرین باستان رایج بوده است. «گنزا ربا» به معنای «گنج عظیم»، کتاب مقدس مندائیان است و مندائیان معتقدند که این کتاب را «هیبل زیوا» (جبرئیل) از سوی «حیی» به «آدم گورا قدمایی» انشا و نازل کرده است. فروزنده گفت: شرح و تفسیر متون مندایی و از جمله همین کتاب، کار بسیار دشواری است و حتی مفسران نیز گاهی از درک معنای واقعی آن عاجزند زیرا در بسیاری از موارد، عبارات متناقض و بسیار مبهم و راز آلودی وجود دارد. او ضمن سخنانش اشاره کرد به اینکه متون مندایی هیچ گاه چاپ نشده است و مندائیان علاقهای به نشر متون خود نداشتهاند و همین موضوع موجب بیاطلاعی دولتهای حاکم اشکانی و ساسانی و اموی و عباسی و نیز محققان مسیحی قرون وسطا از عمق عقاید آنان شده است اما در دو سده معاصر محققان اروپایی مانند نلدکه و لیدز بارسکی به ترجمه متون مندایی همت گماشه و آنان را به جهانیان معرفی کردهاند.
مندائیان به غیر از «گنزا ربا»، کتابهای دیگری مانند «ادراشا یحیی» به معنای تعالیم یحیی و «قلستا» به معنای مجموعه قوانین ازدواج و شامل سرودههایی در ستایش عالم نورانی و «انیانی» به معنای نماز و «سیدر اد نشماتا» به معنای کتاب روان آدمی و «اسفر ملواشی» به معنای دینی یا نجومی دارند. و علاوه بر اینها متون دیگری با نام «دیوانها»، «قماها» و «زرزتاها» از متون مقدسشان به شمار میرود. این محقق منداییشناس، درباره اینکه چرا عدهای تصور میکنند که مندائیان ستارهپرست هستند، گفت: مندائیان قبلهی خود را شمال آسمانی (هیون / بهشت) میدانند و به آن طرف نماز میخوانند. آنها به خاطر اینکه شمال آسمانی را پیدا کنند، از ستاره قطبی کمک میگیرند و رو به آن ستاره میایستند. و همین بوده که ناظران خارجی و ناآشنا به آداب این دین را واداشته تا گمان کنند مندائیان ستاره قطبی را میپرستند.
سالم چحیلی، رئیس انجمن مندائیان ایران، دیگر سخنران این نشست بود که به شرح و تفسیر آداب و مناسک مندایی پرداخت و با نمایش تصاویری از مراحل ساختن «اشخنتا» یا همان معبد مقدس مندائیان، مراحل ساختن این معبد را که در زبان محل به آن «مندی» میگویند، تشریح کرد. مندائیان در پنج روز اول سال که به آن پنجه مقدس میگویند و مصادف با اولین ایام نوروز است این معبد را از چوب و نی و شاخه نخل برپا میکنند و پس از تعمید در حوض این معبد، همهی آن را آبپاشی میکنند و در آن به نماز میایستند. ایام پروانایا یا پروانایی (همان عید پنجه مقدس) جزو روزهای 12 ماه به حساب نمیآید و به گفته چحیلی هیچ روزی نمیتواند این پنج روز مقدس را باطل بکند و بر آن کارگر نیست. شب و روز، در این ایام، مساوی است و حتی شب هم میتوان مراسم دینی بجا آورد. چحیلی به اهمیت آب جاری در آداب مندایی اشاره کرد و گفت: آب جاری آبی است که از زمین بجوشد مانند آب چشمه یا قنات یا حتی آبشاری که از بلندی سرازیر شود و اصولاً همه مناسک دینی مندائی با آب گره خورده است و این آب علاوه بر جاری بودن باید شیرین هم باشد. بنابراین اگر آبی به اندازه دریاچهی ارومیه هم باشد و شیرین هم باشد، چون جاری نیست، ارزشی برای ما ندارد و تعمید در آن بیارزش است.
رئیس انجمن مندائیان در پاسخ به این سؤال که دین مندائی چه برنامهای برای اجتماع دارد تعالیم اجتماعیاش چیست گفت: خوشبختانه یک مندایی و یک روحانی مندایی، سادهترین لباس را میپوشد، عصایی از زیتون به دست میگیرد و اگر داشته باشد، دمپایی چوبی میپوشد و هیچ تجملی ندارد. سالم چحیلی گفت: اگر آیهها را بررسی کنیم میبینم که همه جای آن نهی از منکر و امر به معروف و تشویق افراد به نیکوکاری و کمک به ایتام و مستضعفان و بیوه زنان است و توصیه میشود این کارها را بدون جار زدن انجام بدهید و اگر با دست راست میدهید، دست چپتان از بیخبر باشد.
سؤال دیگر شرکتکنندگان این بود که آیا این دین، «دعوت» دارد و میتواند کسی از بیرون جامعه مندائیان را به درون خود بپذیرد. چحیلی گفت: یک صائبی حتماً باید پدر و مادرش صابئی باشند و در نتجیه نه کسی میتواند وارد به این دین بشود و نه خارج بشود. او با اشاره به اینکه اگر کسی از این دین خارج بشود از جامعه مندائی طرد میشود گفت: دین ما دینی بدون قضاء و قضاوت است و قضاوت را مخصوص آخرت میدانیم. ما تابع قوانین هستیم ولی اینکه ما خودمان قوانینی را مطرح کنیم و مثلا کسی را سنگسار یا اعدام کنیم، وجود ندارد. این جلسه که سی و دومین نشست از سلسله نشستهای گفتوگوی دینی و دینپژوهی بود، دومین نشست مؤسسه گفتوگوی ادیان، درباره دین صابئین مندایی بود و در آن جمعی از علاقهمندان به مباحث دینی و حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی ابطحی، رئیس مؤسسه گفتوگوی ادیان حضور داشتند.
مطرح کردن لایحه "حمایت از خانواده" در مجلس شورای اسلامی و بعد تصویب کلیت این لایحه باعث شده بسیاری از زنان متجدد ایرانی علیه این لایحه موضع گیری نمایند و در مخالفت با این لایحه اعتراض کنند، خصوصا زنان فمینیست که نوع اعتراض و عملکردشان خیلی جالب توجه است و همین اعتراض ها می تواند زمینه ای باشد برای حرکت و گام های بعدی، حرکت هایی که می تواند نشانه بلوغ سیاسی-اجتماعی زنان ایران باشد.
اما، به گمانم چنین کاری، اعتراض کردن به لایحه حمایت از خانواده مقداری نامفهوم است، چرا که تصویب کردن و یا تصویب نکردن این لایحه نمی تواند رابطه مستقیمی با اعتراض های وبلاگ نویسان و یا گرایش های فمینیستی در ایران داشته باشد ، به احتمال فراوان این لایحه بصورت کامل و با کمترین اعتراض ها از سوی نمایندگان تصویب خواهد شد ، چرا که نمایندگان مجلس با نگاه خاص خود به نهاد خانواده و زن عقیده شان بر این است که تصویب این لایحه می تواند بخشی از مشکلات جنسی جامعه ایران را حل نماید ، آنچنان که در سخنرانی و مصاحبه های خود عنوان می نمایند، "جامعه ایران از نظر فشار جنسی به حد انفجار رسیده است".
بنده به تمامی اعتراض هایی که در همین رابطه شکل گرفته و شکل خواهد گرفت احترام می گذارم و هم نظر دوستان می باشم ، اما بهتر است موضوع را از زاویه ای دیگر هم نگاه کرد. چرا فقط مجلس هشتم را مشکل اصلی می دانیم؟ چرا مردان مجلس هشتم و نمایندگان را به داشتن نگاه مردسالار متهم می کنیم و به دیگر مسائل نمی پردازیم؟ سوال اصلی چنین هست ؛ چرا زنان ایران خود را از موضوع اصلی که همان نگاه ویژه به جنس خود و هم جنسان خودشان است کنار کشیدند و نقش خود را در طول این سال ها نمی بینند؟ چرا...
در حال حاضر کاری با نگاه مردسالار نماینده های مجلس هفتم و هشتم ندارم ، کاری هم با این موضوع ندارم که مشکلات جنسی در جامعه ایران سبب شده تا عده ای گمان کنند با ارایه و تصویب این لایحه می توانند "جامعه پاک"برای مردم ایران بسازند، از طرفی دیگر، نقدها و احیانا ایرادهایی هم که به نوشته های دوستان فمینیست دارم را فعلا مطرح نمی کنم ، فقط به این مهم خواهم پرداخت ، زنان ایران ، زن ایرانی و یا مادرها و زنان اطراف ما به خودشان و همجنس های خود چگونه نگاه می کنند؟ زن ایرانی در مقابل مردی که می خواهد تجدید فراش نماید چه واکنش و واکنش هایی را انجام می دهد؟
مطمئنا سوالات فوق بر اساس آمارها ارایه نخواهد شد ، چرا که اصلا آمار و ارقامی در این زمینه وجود خارجی ندارد ، تا امروز هم کتاب و یا مقاله ای نخوانده ام که در صدد پاسخگویی به این سوالان برآمده باشد ، هر چه هست و نیست بر اساس تجربه های بدست آمده می باشد و همچنین سخن گفتن با خانواده های ایرانی، دوستان دور و نزدیک و آنانی که دل در گرو این بحث ها و مشکلات دارند.
به گمانم واقعیت های جامعه امروز ایران و لایحه حمایت از خانواده تا حدودی بسیار زیاد همخوانی دارد، اگر نه در تمام زمینه ها ، ولی آنچنان که ما می پنداریم در تضاد با یکدیگر نمی باشند! از این حرف تعجب نکنید و عصبانی هم نشوید! می گویم چرا چنین است.
نوع نگاه زنان ایرانی به خودشان با اشکالاتی بسیار زیادی روبرو است ، این قبول که مادرها و مادر مادرهای ما نگاه خوبی را به دختران خود انتقال نداده اند و یا آنکه تجربه های خویش را سال ها بعد و بدون کم و کاستی به دخترهای خود منتقل کردند، بله، این مشکلات را همه می دانیم و بارها و بارها این مسائل را دیده و لمس کردیم. اما چرا نسل جوان امروز و زنان امروز ایران نیز همانند مادرهای خود فکر می کنند (به نظرم حتی مدرن ترین دختر ایرانی از جهت هایی کپی مادر خودش است!)؟ آیا امکان تغییر نگاه به خود و مرد ایرانی وجود نداشته و اگر داشته چرا تا امروز وضعیت به همین شکل باقی مانده است؟ چرا زنان ایرانی وقتی از رابطه و رابطه های پنهانی همسران خود باخبر می شوند، سکوت می کنند؟ چرا زنان ایران بعد از مدتی کارکردهای خود را تمام شده می دانند و بهترین عمل را برای خود درست کردن غذا، اتو کشیدن، مهمانی دادن، و... می دانند؟
این درست، هر کدام از ما در جامعه ایران رشد یافته ایم، جامعه ای که نوع نگاه خود را به جنس مرد و زن دارد و این نگاه را از کودکی به کودکان انتقال می دهد ، اما اگر دقت کنیم انتقال نگاه و نگرش به زن و مرد در فرهنگ ایرانی آنقدر سست و بی پایه است که با کوچکترین تلنگری فرو خواهد ریخت، اکثر نگاه ها به جنس و جنسیت زن ومرد بر اساس گفته های "قدیمی"ها بنا نهاده شده است و اگر به جمله های نقل شده تا حدودی دقت کنیم بی پایه ترین سخنان را در آنها خواهیم یافت ، پس چرا تا الان هیچ تغییری روی نداده است؟ این مسئله بیشتر به جامعه ایرانی بازمی گردد و نوع نگاه زنان به خودشان و همچنین باورهای زنان در شکل کلی به جنس زن ، بخش دوم نیاز به بحث های روانشناسی دارد ، سعی می کنم به بخش اول بپردازم.
تجربه نشان داده ، اکثر زنان ایرانی زمانی که به رابطه های پنهانی همسر خود پی می برند سکوت می کنند ، از کنار آن به سادگی رد می شوند و یا آنکه با اعتراض های سطحی موضوع را خاتمه می دهند. به عنوان مثال، زنی را در نظر بگیرید که با دانستن رابطه جنسی منشی شرکت و همسرش ، خانه را به اعتراض ترک می کند و چند روز بعد برمی گردد! چرا؟ آیا او به این باور رسیده که هیچ راهی برای برون رفت از این مسئله وجود ندارد؟ خود را باور نکرده است؟ و یا آنکه در بدترین شرایط زنی دیگر را در زندگی خود پذیرا می شود؟
این واکنش های نشان از فروکاستن خود در مقابل جنس مخالف دارد ، اینکه یک زن فکر کند کارکردهای جنسی او به پایان رسیده ، نمی تواند به همسرش لذت جنسی ببخشد ، حس و احساس لازم را برای همسرش فراهم نیاورده و... تمامی این نگاه ها تقلیل دادن زن و زن بودن در بخش جنسی-سکسی است و نه فراتر ، متاسفانه در اکثر نوشته ها خانم های محترم بیشتر از آنکه به حس و احساس زن بپردازند، به نیازهای روانی و روحی یک زن پرداخته شود ، ترس از رابطه های جنسی برایشان مهم بود است!
اکثر زنان ایرانی آگاهانه و با درایت کامل، محیطی را فراهم می کنند تا مرد خود بتواند با زن دیگری رابطه جنسی برقرار کند. پذیرفتن این حرف سخت است ، اما چنین بوده و هست، زنی که گمان می کند جاذبه های جنسی و سکسی خود را از دست داده و شوهرش وی را دوست ندارد ، فقط و فقط برای نشان دادن "محجوب" بودن خود سکوت می کند، و یا در بهترین حالت اعتراض می نماید ویا آنکه "آبروداری" می کند.
اگر یک زن خود را بصورت یک ابزار فرونکاهد آیا باز هم چنین رویدادهایی را شاهد خواهیم بود؟ برخی از زنان ایرانی هنگامی که از رابطه های پنهانی همسران خود باخبر می شوند ، به نشانه اعتراض اولین جمله ای را که به همسر خود می گویند چنین است: من برای تو چی کم گذاشتم؟ و... بله ، چنین سخنی بیشتر از آنکه نشان از حس و احساسات باشد ، نشان از جنس و جنسیت است ، نشان از ارضاء کردن طرف مقابل، نشان از ندیدن بخش های دیگر خود انسان و نشان از کاستن تمام مسائل به سکس است.
اکثر زنان وقتی از وجود زنی دیگر در زندگی باخبر می شوند، مثلا زمانی که مرد می خواهد با زنی دیگر ازدواج کند ، خیلی زود و به جای آنکه به حق خود بپردازند، درخواست خانه جدا می کنند و تلاش می نمایند هیچ کس از این رویداد باخبر نشود! اکثر زنان ایرانی نمی دانند، مخفی کاریها و نشان ندادن اعتراض ها زمینه ساز بحرانی های دیگر است، بحرانی که می تواند خانه و کاشانه را خراب نماید و نشانی از آبادی و آباد بودن خانواده باقی نگذارد.
لایحه حمایت از خانواده را زنان ایران مدت ها قبل ، قبل از نمایندگان مجلس هفتم و هشتم و قبل از رژیم سابق تصویب کرده بودند ، با رفتارهای خود ، با برداشت های اشتباه از خودشان ، با فروکاستن های بی مورد و کوتاه آمدن در مقابل مرد ، با انتقال تجربیات اشتباه خود به دختران خویش و... البته ؛ خیلی هم تند نرویم ، این مشکلات با آهستگی و پیوستگی قابل حل شدن است، کمی صبور باشیم!



1
