آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
یکی به نعل ، یکی به میخ ، درباره مجله اقتصاد ایران

ماهنامه "اقتصاد ایران" را هر ماه تهیه می کنم، می خوانم و تا جایی که امکانش باشد از نوشته های خوب-بد و متوسط نشریه به فراخور نیاز استفاده می کنم، اولین بار مطالب نشریه را از روی وب سایت خواندم، وقتی دیدم نوشته ها و جداول آماری مفیدی دارد، مشترک شدم.

برعکس بسیاری از دوستان که فقط به تحلیل های سیاسی علاقه مند می باشند، سعی داشته و دارم از بخش اقتصادی و تحلیل های آن بدور نباشم، چرا که بیشتر رویدادهای سیاسی ، کنش و واکنش های سیاسی را نگاه اقتصادی و تصمیم گیری های کلان رقم می زند، چرا که بخشی از زندگی روزمره ما ایرانی ها و ما شرقی پیوسته بودن رابطه های سیاسی و اقتصادی است، آنگونه که دیگر مردمان کشورهای دیگر چنین وضعیتی را دارند، با این تفاوت اساسی و اصلی، راه رسیدن به میدان اقتصاد در ایران از راه سیاست و قبضه کردن قدرت روی می دهد، در صورتی که در اکثر کشورها راه ورود به کارزار سیاست از توانمند شدن در اقتصاد می آید، رابطه ما در ایران و کشورهایی که به نوعی "رانتیر" خوانده می شوند معکوس می باشد(این توضیح را همین جا می دهم، من هم مانند بسیاری دیگر از دوستان که دستی به خواندن اقتصاد سیاسی دارند، دولت فعلی و دولت هایی را که آمده اند و رفته اند را رانتیر نمی دانم، حداقل از زمانی که پول نفت به بودجه دولت سرازیر شده است، چرا که با توجه به تئوریهای غربی فقط می توان بخش هایی از رویدادهای سیاسی و اقتصادی ایران را در عرصه کلان توضیح داد و همیشه یک بخش و یا بخش های دیگر مغفول می ماند، عبارت "رانتیر" را فقط برای انتقال مفهوم استفاده کردم).

بازگردم به نشریه "اقتصاد ایران" و ماجرایی که می خواهم بگویم. به گمانم نشریه اقتصاد ایران تلاش دارد تا نگاهی واقع بینانه از اقتصاد ایران را به خواننده انتقال دهد، ترجمه گزارش های اقتصادی که از سوی سازمان های بین المللی و سازمان های معتبر نشر می یابد، منتشر کردن جداول آماری و در کنار آن منتشر کردن تحلیل هایی که نگاه جداول آماری را تایید می کند، داشتن نگاه انتقادی و پایه ای به مشکلات ساختاری اقتصاد ایران و بیان راه حل ها، انعکاس کاستی های در حوزه صنعت نفت ایران و در نظر داشتن میزان زیان دهی در دوران تحریم ها، همه و همه مثبت هستند و نشان از تلاش دلسوزان ایران و ایرانی دارد، نگاهی که زاویه ای دیگر از تحریم ها را به مردم و دولتمردان نشان می دهد و به آنها گوشزد می نماید با حرف و سخن بیهوده نمی توان به جنگ تحریم ها رفت و پیشرفت را نظاره گر نبود.

اما ایراد را هم بگویم، نشریه اقتصاد ایران، گاه و بیگاه به صورت تهوع آوری و زننده مجیز دولت را می گوید، گاهی تحریم ها را نادیده می گیرد و گاهی آنقدر در این چاه عمیق فرو می رود که بدور از هر تحلیل اقتصادی قرار می گیرد، نوشته را به گونه ای ترتیب می دهد که دست کمی از بیانیه های دولتی ندارد، مثلا در یک نوشته که مشخص نیست نویسنده کدام استاد دانشگاه و کدام دولتمردی است وجود تحریم ها را نشانه "توانمند شدن" ایران ارزیابی می کند، جای تاسف دارد.  در صفحات میانی سخن از "نوآوری و شکوفایی" اقتصاد می گوید و بر اساس سخنان مقام رهبری از صاحب نظران، نظرخواهی می کند، البته مشخص نیست "نوآوری" و "شکوفایی" در کشوری که اقتصاد دولتی و دخالت نیروهای اطلاعاتی و نظامی کمر هر بخش خصوصی را شکسته چگونه می توان به تغییر و تحولات اقتصادی نایل شد.

مشخص نیست بر اساس کدام نگاه سیاسی و اقتصادی نشریه وجود نهاد بزرگ و غول پیکر بنیاد مستضعفان-جانبازان را ندیده می گیرد، مگر نه آنکه همین بنیاد راه رسیده به سود و تحول را با وجود رانتهای کلان حکومتی برای هر رقیبی بسته است، پس چرا این را نادیده می گیرم و سخنان رهبری را خیلی مهم ارزیابی می کنید؟ شاید و فقط شاید، چون حکومتی ها گزارش سفارشی از نشریه طلب می کنند و سیاست گذاران نشریه مجبور می شوند در کنار گزارش افول اقتصاد ایران، سخنان یکی از مدیران دولتی-حکومتی را انعکاس دهند و از تحولات آتی خبر دهند، تحولاتی که بیشتر به خواب خوش کودکان می ماند و نه اقتصاد بیمار و ایران.

نشریه اقتصاد ایران با این عمل، درج تحلیل های دروغین و کاذب، از راه اصلی خود که همان انعکاس دقیق و درست تغییر و تحولات اقتصاد ایران است بدور می ماند، نشریه را تا حد یک بیانیه دولتی پایین می آورد و از نگاه مدیریتی و صحیح به اقتصاد فاصله می گیرد، نگاهی که جایگاهی برای تحلیل های آکادمیک ندارد و بیشتر مختص به نشریه های "بسیج ادارات" می ماند تا نشریه ای که می خواهد راهی نو را بگشاید، امید آنکه مسولان نشریه تا جای ممکن خود را و صفحات نشریه از از درج و نشر "موهومات اقتصادی-سیاسی" سفارشی دور سازند، چنین باد.

پنجشنبه 17 مرداد ماه سال 1387
نازک دل

ترانه زیر را بارها و بارها گوش کردم ، خواندم و لذت بردم. شعری بس زیبا که حاوی کنار هم گذاشتن اندیشه و احساس و زن است ، هر چند عده ای بر این باور هستند که دنیای زنان با اندیشه همخوانی ندارد ، اما در این شعر دو دنیای به اصطلاح متفاوت ، دنیای زن و دنیای اندیشه در کنار هم قرار گرفته و حاصل آن شده که با هم می خوانیم.

یک زن از این دنیا عشقه نیازش
خدا اونو ساخته از جنس سازش
عشق همسر . عشق مادر
مرامشه نوازش
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
نازکدل . یک زن سنگ صبوره
درمون هر دردش . اشکای شوره
اگه یک کوه غم و درده
ولی پر از غروره
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
یک زن راز آسمونه یک
زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
با کمک اندیشه هام نامه نوشتم به خدا
پرسیده بودم که چرا نازکدل آفرید مرا
خدا با ناله نسیم یه شب جوابمو رسوند
وجود زن اگه نبود کارش نیمه تموم میموند
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه

شنبه 29 تیر ماه سال 1387
به بهانه درگذشت خسرو شکیبایی

وقتی هست ، فرقی نمی کند خسرو باشد و یا یکی دیگر ، اصلا فرض کنیم خود ما ، کسی نمی داند چه می کنیم و قرار است چه بلایی سر ما بیاید و گرفتاری هایمان را چگونه پشت سر می گذاریم! به همین سادگی ها هم نیست ، گاهی هم می دانند ، از چند و چون کارها هم باخبر هستند ، ولی به جای مرحم بودن نمک می شوند روی زخم! سخت است ، خیلی سخت و ناراحت کننده.

از دیروز صبح تا همین الان ، دوستان دور و نزدیک من ، کسانی که به جای آنکه به بازی بازیگر توجه داشته باشند ، فکر و ذکرشان بحث متارکه و معتاد بودن و... خسرو شکیبایی بود ، یادشان آمده بود ، ای داد و بی داد ! خسر و هم رفت و اول خبر درگذشت را می گفتند و سوال می پرسیدند: خبر داشتی؟ چه می توان گفت ، وقتی چنین است و همچنان مای ایرانی ، همان هستیم که بودیم ؛ زنده کش مرده پرست.

پنجشنبه 27 تیر ماه سال 1387
دو شعر جالب...

دیشب در حال خواندن مجله "نگاه نو" بودم ، بخش تاریخ ، کتاب و همینطوری خواندم تا رسیدم به بخش شعر. همیشه از کنار این بخش و صفحات مربوطه رد می شدم ، ولی اینبار توقف کردم و از وقفه خودم راضی بودم ، دو شعر زیر را از میان دیگر شعرها انتخاب نمودم ، شاید شما هم خوشتان بیاید. هر دو شعر را اکبر اکسیر گفته است.

 

آنتراکت

گوسفند        خوابیده است

سگ            خوابیده است

چوپان          خوابیده است

گرگ            خوابیده است

لطفا           شما هم بخوابید

و مطمئن باشید

در پایان این شعر

هیچ اتفاقی نمی افتد!

 

بی خانمان

خواهرم با گربه می خوابد

مادرم با سگ

من در آشپزخانه می خوابم

پدرم در حیاط پشتی

ما یک مسواک داریم

از یک دستشویی استفاده می کنیم

و به یک اندازه خوشبختیم

تنها مشکل ما همسایه حسودیست

که هر وقت ما را می بیند جیغ می کشد:

                                                   موش!

سه شنبه 11 تیر ماه سال 1387
رومن پولانسکی

منبع: بی بی سی

در تاریخ سینمای آمریکا و جهان کارگردان های مطرحی بوده اند که با وجود شهرت و مهارت فوق العاده شان در دنیای هنر هیچ گاه موفق به دریافت اسکار بهترین کارگردان نشده اند. البته عدم دریافت این جایزه تاثیری بر روند زندگی هنری آنها نداشته است. ولی همیشه رقابت کارگردان ها برای کسب این جایزه، اعتبار خاصی به این مراسم بخشیده است.

در زیر شرح مختصری از زندگی نامزدهای دریافت اسکار بهترین کارگردان سال 2003 آمده است.

رومن پولانسکی: در سال 1933 در خانواده ای یهودی، لهستانی در پاریس به دنیا آمد. و در سه سالگی همراه خانواده اش به لهستان بازگشت. در لهستان پدر ومادر پولانسکی به اسارت نیروهای آلمان نازی درآمدند و سپس به بازداشتگاه های نازی ها فرستاده شدند. مادر پولانسکی در آشویتس کشته شد، و رومن توسط یک خانواده کاتولیک از ماندن در بازداشتگاه نجات یافت.

پولانسکی تحصیلاتش را در مدرسه سینمایی" لودز" در ورشو گذراند. مهمترین فیلم او در لهستان چاقو در آب (1962) است. پولانسکی سپس به لندن رفت، و در آنجا فیلم انزجار(1965) را با شرکت "کاترین دونوو" را ساخت.

اولین فیلم پولانسکی درهالیوود بچه رزمری(1968) Rosemary's Baby نام دارد. این فیلم یکی از بهترین فیلم های سینمای وحشت محسوب می شود. فیلم های مهم دیگر اومکبث، مستاجر، محله چینی ها و تس هستند.

در سال 1969 همسر پولانسکی، شارون تیت هنرپیشه آمریکایی، که باردار نیز بود، همراه تعدادی از مهمانانش در خانه خود توسط گروهی منسوب به "خانواده منسون"، که از قاتل معروف آمریکایی چارلز منسون پیروی می کردند، به قتل رسید.

پولانسکی در سال 1977 به علت فریب دادن یک دختر سیزده ساله، و سو استفاده جنسی از او، از طرف دادگاه متهم شد ولی قبل از پایان محاکمه، آمریکا را ترک کرد و به فرانسه رفت. او به همین علت در طی 26 سال گذشته به آمریکا نرفته است، چرا که به محض ورود به این کشور توسط پلیس دستگیر و زندانی خواهد شد. شاید پولانسکی از ترس بازداشت در مراسم امسال اسکار نیز شرکت نکند.

پولانسکی تا کنون پنج بار برای دریافت اسکار نامزد شده است. او در مراسم امسال برای فیلم نوازنده پیانو نامزد اسکار بهترین کارگردان شده است. این فیلم سال گذشته برنده جایزه نخل طلایی از جشنواره فیلم کن شد.

   1      2      3      >>