ماهنامه "اقتصاد ایران" را هر ماه تهیه می کنم، می خوانم و تا جایی که امکانش باشد از نوشته های خوب-بد و متوسط نشریه به فراخور نیاز استفاده می کنم، اولین بار مطالب نشریه را از روی وب سایت خواندم، وقتی دیدم نوشته ها و جداول آماری مفیدی دارد، مشترک شدم.
برعکس بسیاری از دوستان که فقط به تحلیل های سیاسی علاقه مند می باشند، سعی داشته و دارم از بخش اقتصادی و تحلیل های آن بدور نباشم، چرا که بیشتر رویدادهای سیاسی ، کنش و واکنش های سیاسی را نگاه اقتصادی و تصمیم گیری های کلان رقم می زند، چرا که بخشی از زندگی روزمره ما ایرانی ها و ما شرقی پیوسته بودن رابطه های سیاسی و اقتصادی است، آنگونه که دیگر مردمان کشورهای دیگر چنین وضعیتی را دارند، با این تفاوت اساسی و اصلی، راه رسیدن به میدان اقتصاد در ایران از راه سیاست و قبضه کردن قدرت روی می دهد، در صورتی که در اکثر کشورها راه ورود به کارزار سیاست از توانمند شدن در اقتصاد می آید، رابطه ما در ایران و کشورهایی که به نوعی "رانتیر" خوانده می شوند معکوس می باشد(این توضیح را همین جا می دهم، من هم مانند بسیاری دیگر از دوستان که دستی به خواندن اقتصاد سیاسی دارند، دولت فعلی و دولت هایی را که آمده اند و رفته اند را رانتیر نمی دانم، حداقل از زمانی که پول نفت به بودجه دولت سرازیر شده است، چرا که با توجه به تئوریهای غربی فقط می توان بخش هایی از رویدادهای سیاسی و اقتصادی ایران را در عرصه کلان توضیح داد و همیشه یک بخش و یا بخش های دیگر مغفول می ماند، عبارت "رانتیر" را فقط برای انتقال مفهوم استفاده کردم).
بازگردم به نشریه "اقتصاد ایران" و ماجرایی که می خواهم بگویم. به گمانم نشریه اقتصاد ایران تلاش دارد تا نگاهی واقع بینانه از اقتصاد ایران را به خواننده انتقال دهد، ترجمه گزارش های اقتصادی که از سوی سازمان های بین المللی و سازمان های معتبر نشر می یابد، منتشر کردن جداول آماری و در کنار آن منتشر کردن تحلیل هایی که نگاه جداول آماری را تایید می کند، داشتن نگاه انتقادی و پایه ای به مشکلات ساختاری اقتصاد ایران و بیان راه حل ها، انعکاس کاستی های در حوزه صنعت نفت ایران و در نظر داشتن میزان زیان دهی در دوران تحریم ها، همه و همه مثبت هستند و نشان از تلاش دلسوزان ایران و ایرانی دارد، نگاهی که زاویه ای دیگر از تحریم ها را به مردم و دولتمردان نشان می دهد و به آنها گوشزد می نماید با حرف و سخن بیهوده نمی توان به جنگ تحریم ها رفت و پیشرفت را نظاره گر نبود.
اما ایراد را هم بگویم، نشریه اقتصاد ایران، گاه و بیگاه به صورت تهوع آوری و زننده مجیز دولت را می گوید، گاهی تحریم ها را نادیده می گیرد و گاهی آنقدر در این چاه عمیق فرو می رود که بدور از هر تحلیل اقتصادی قرار می گیرد، نوشته را به گونه ای ترتیب می دهد که دست کمی از بیانیه های دولتی ندارد، مثلا در یک نوشته که مشخص نیست نویسنده کدام استاد دانشگاه و کدام دولتمردی است وجود تحریم ها را نشانه "توانمند شدن" ایران ارزیابی می کند، جای تاسف دارد. در صفحات میانی سخن از "نوآوری و شکوفایی" اقتصاد می گوید و بر اساس سخنان مقام رهبری از صاحب نظران، نظرخواهی می کند، البته مشخص نیست "نوآوری" و "شکوفایی" در کشوری که اقتصاد دولتی و دخالت نیروهای اطلاعاتی و نظامی کمر هر بخش خصوصی را شکسته چگونه می توان به تغییر و تحولات اقتصادی نایل شد.
مشخص نیست بر اساس کدام نگاه سیاسی و اقتصادی نشریه وجود نهاد بزرگ و غول پیکر بنیاد مستضعفان-جانبازان را ندیده می گیرد، مگر نه آنکه همین بنیاد راه رسیده به سود و تحول را با وجود رانتهای کلان حکومتی برای هر رقیبی بسته است، پس چرا این را نادیده می گیرم و سخنان رهبری را خیلی مهم ارزیابی می کنید؟ شاید و فقط شاید، چون حکومتی ها گزارش سفارشی از نشریه طلب می کنند و سیاست گذاران نشریه مجبور می شوند در کنار گزارش افول اقتصاد ایران، سخنان یکی از مدیران دولتی-حکومتی را انعکاس دهند و از تحولات آتی خبر دهند، تحولاتی که بیشتر به خواب خوش کودکان می ماند و نه اقتصاد بیمار و ایران.
نشریه اقتصاد ایران با این عمل، درج تحلیل های دروغین و کاذب، از راه اصلی خود که همان انعکاس دقیق و درست تغییر و تحولات اقتصاد ایران است بدور می ماند، نشریه را تا حد یک بیانیه دولتی پایین می آورد و از نگاه مدیریتی و صحیح به اقتصاد فاصله می گیرد، نگاهی که جایگاهی برای تحلیل های آکادمیک ندارد و بیشتر مختص به نشریه های "بسیج ادارات" می ماند تا نشریه ای که می خواهد راهی نو را بگشاید، امید آنکه مسولان نشریه تا جای ممکن خود را و صفحات نشریه از از درج و نشر "موهومات اقتصادی-سیاسی" سفارشی دور سازند، چنین باد.



1
